لج بازی ایلیا جون
سلام عزیز دل مامانی
خرداد ماه سال 90 بود که هر هفته پنج شنبه اینبار هم رفته بودیم به پارک بازی تا شما کلی بازی کنی و سرگرم بشی اون روز هوای ابری شده بود و آماده برا باریدن بود که دیدم شما خیره شده به بچهایی که داشتن با اسکوتر بازی میکردن از جات تکون نمیخوردی چون خودت اسکوتر نداشتی یهویی زد زیره گریه حالا گریه نکن کی گریه کن وسط پار ایستادی تا دلت خواست گریه کردی و ما رو هم مجبور کردی تا بریم برات یکی بخریم
قربونت بضشم الهی خوشحالم که تونستم خوشحالی و لبخندت رو ببینم
همیشه شاد و خوشحال باشی
این یه عکس خوشگل از پسرک نازم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


لج بازی ایلیا جون
