زمینی شدن ایلیا
ساعت 6 صبح 17 آذر سال 1387 بود هنوز یه هفته تا بدنیا اومدن تو وقت داشتیم اما کیسه آب بچه پاره شد و مجبور شدیم یک هفته زودتر تو رو تو بغلم بگیرم و خیلی هم خوشحال شدم دکترت خانم صدیقه احمدیان گفت دیگه باید بچه رو بدنیا بیارم خلاصه بعد از انجام تشریفات زایمان کلی انتظار واسه اینکه گل پسرم بیادساعت شده بود 8:20 دقیقه شب که دیدم فرشته زندگیم دیگه زمینی شده واسه بغل کردنت دیگه تحمل نداشتم صبر کنم صدای گریه کردنت برام بهترین و قشنگترین آهنگی بود که تا بحال شنیده بودم پشت در اتاق زایمان بابا ابی. عزیز و بقیه بستگان منتظر دیدنت بودن همه با شنیدن اینکه اومدی و سالمی کلی خوشحال شدن و با خیال جمع بخون برگشت منو تو اون شب رو تو بیمارستان موندیم فردای اون یعنی18 آذر سال 87 برگه ترخیص از بیمارستان رو امضا کردن از بیمارستان رفتیم پیش آقای دکتر زاهد پاشا سونگرافی واسه تو پسر گلم تا از سلامتت بطور کامل مطمئن بشیم بعد ازانجامش و شنیدن خبرای خوب به خونه برگشتیم
عزیز دلم خوش اومدیی![]()





زمینی شدن ایلیا 
