ایلیا جونمایلیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

ایلیا جون هدیه آسمونی

رفتن منو گل پسرم به تهران

1391/7/17 19:56
نویسنده : مامان لیلا
152 بازدید
اشتراک گذاری

خوشگلم منو تو همراه عمه هدیه اینا  بخاطر تعمیر دوربین دایی اکبر رفتیم تهران ساعت 4 بعداز ظهر بود که رسیدیم خیلی خسته بودیم آخه شب قبلش تا ساعت 5 صبح بیدار بودیم تا رسیدیم همه خوابیدیم

خیلی اذیت میکردی هوای گرم تهران هم غیر قابل تحمل شده بود باید تا شنبه صبر میکردیم تا خاله ثریا بیاد و با هم بریم واسه تعمیر دوربین

چهارشنبه واسه ناهار رفتیم خونه دختر عمه زهرا تا عصر اونجا بودیم واسه نیمه شعبان همه با هم رفتیم بیرون همه جا شلوغ بود پر از شادی بود بعضی ها میرقصیدن و بعضی ها هم شربت و شیرینی پخش میکردن بعد با هم رفتیم پارک الغدیر تا شماها یه کمی بازی کنین  بعد کلی بازی برگشتیم جمعه اینقده هوا گرم بود که موندیم خونه ایلیا به دختر عمه ثریا کمک کرد تا ماشینشو بشورن بعد تو حیاط کلی رقصیدیمو شیطونی کردیم

شنبه رسید و رفتیم واسه تعمیر دوربین بعداز ظهر راهی خونه شدیم بیشتر ساعت تو ماشین خواب بودی نزدیک آمل بودیم که بیدار شدی به اندازه تمام ساعتی که خواب بودی شیطونی کردی 

رسیدیم آمل بابایی اومد دنبالمون تو انقد خوشحال شدی که با ذوق پریدی بغلش و بوسیدیش

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)