يلدا در مهد
عشق مامان دوباره سلام. بمناسبت شب يلدا روز شنبه 30/9/92 جشنى در مهد شما برپا شد و به ما خبر دادن که مامانا به اندازه بچه هاشون ميوه و شيرينى و بادکنک و شکلات بياريم. شنبه صبح زود از خواب پا شدى لباساتو پوشيدى و بقول خودت موهاتو برات فشن کردم حسابى تيپ زده بودى. ساعت 7.30بود که سرويس مهد اومد دنبالت توهم با خوشحالى سوار ماشين شدى و رفتى ققرار شد من وسايل مورد نيازو بخرم و برات بيارم. رفتم شيرينى فروشى واست کمى شيرينى و شکلات و بادکنک خريدم بعد ميوه هاى مورد علاقت(موز,نارنگى,خيار و ليمو شيرىن) خريدم برات آوردم مهد خيلى خوشحال بودى انقد بازى کردى که خيس عرق شده بودى خوشگلم موهات همش به هم ريخته بود من چندتا عکس يادگارى از تو و خاله مريم و همکلاسيات انداختم و از تو و مربى مهربونت خدافظى کردم ...قرار شد واستون عکاس بيارن و عکس يادگارى بندازين ديگه خبر ندارم چيکار کردين اما مطمئنم خيلى بهت خوش گذشت عزيز دلم... يلدات مبارک عشقم.






يلدا در مهد
