ایلیا جونمایلیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

ایلیا جون هدیه آسمونی

یه اتفاق بد دیگه

1391/6/3 19:21
نویسنده : مامان لیلا
140 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام عزیز دل مامانی 

امروزم دوباره میخوام از یه اتفاق دیگه بگم که زیاد خوشایند نیس

 

11 محرم سال 89 بود که زنعمو مریم و ستایش وساجده اومده بودن خونمون تا همه باهم بریم مسجد من رفتم که حاضرشم تا باهم بریم که یهو همین لحظه یکی در میزنه زنعمو میره که در رو باز کنه وقتی میخواد از اتاق بره بیرون

تو هم با سرعت پشت سر زنعمو میخوای بری بیرون در حال دویدن بودی که زنعمو همون لحظه خواست در اتاق رو ببنده که شماها بیرون نرین تو رسیدی و خوردی به در و گوشه لبت ترک برداشت کلی خون ازت رفت منو زنعمو دست به هرکاری زدیم تا خون بند بیاد اما هیچ فایده ای نداشت وقتی دیدیم کاری نمیتونیم بکنیم زنگ زدم به بابا ابی اونم امد گفت ببریمت بیمارستان تا بخیه بخوره کلی ترسیده بودم و نمیتونستم جلو گریمو بگیرم

خیلی نگرانت بودم بعد به  دایی عزیز گفتیم و با هم رفتیم بیمارستان و منتظر دکتر جراح شدیم وقتی که اومد رفتیم به سالن اتاق عمل و لب خوشگل پسرمو بخیه زدن خیلی اتفاق بدی بود اما بازم خداروشکر بخیر گذشت خیلی طول کشید تا نخ بخیه بیوفته الهی فدات بشم کلی اذیت شدی اما حالا دیگه شکر خدا خوبه خوبی

         دوست دارم جیگرم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

سجاد
30 آبان 91 2:27
خداروشکر به خیر گذشت