اومدن عمو اسی و مبارزه بوکس
شب شنبه 5شهریور بود که عمواسی و بچه ها واسه شام به خونمون اومدنتو که کل بعدازظهرو منتظر اومدنشون بودی اون شب حسابی با شیطنتت عقده دلتو خالی کردی وبا دخترعموهات که تو شیطونی دست کمی از تو ندارن خونه رو گذاشته بودید رو سرتون تا وقت شام بازی کردین بعد به ما ملحق شدین بعد شام عمو اسی کمی سربه سرت گذاشت توهم عصبانی شدی و رفتی دستکشای بوکس بابایی رو اوردی تادقو دلیتو سر عموت خالی کنی تا تونستی مشتاتو نثارش کردی قربون اون مشتات بشم عشق من.
اینم عکس تووعمواسی در حال مبارزه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اومدن عمو اسی و مبارزه بوکس
