مسافرت به تهران
بعد رحلت امام خمینی تو خرداد ماه سال 91 بود که تصمیم گرفتیم بریم تهران خونه عمه هدیه((عمه بابایی))
عمو اسی و زنعمو و دوقلوها هم اومدم همه با هم راهی تهران شدیم تو ماشین یه جا بند نمیشدی مدام در حال رفت و آمد بودی

دخترعموهات که دارو خورده بودن خوابیدن تو هم که از اون دارو خورده بودی اما عین خیالت نبود خوشبختانه بعد از نیم ساعت تو هم خوابیدی
دیگه رسیده بودیم تهران دختر عمه ثریا اومده بود دنبالمون و همه با هم رفتیم خونه عمه هدیه
همگی از دیدن هم خوشحال شدیم غیر از تو و دختر عموهات سه تا بچه دیگه((ابوالفضل،حسین وامیررضا)) منتظرتون بودن تا یه بلای درست و حسابی سرمون در بیارین


وای چه وروجک هایی بودین 6 تا بچه شیطون حسابی شیطونی کردین
اون شب با خستگی زیاد خوابیدین فردا 17 خرداد بود که بعد از ظهر همه با هم به پارک لویزان رفتیم اما از شیطنتت هر چی بگم کم گفتم غیر قابل کنترل شده بودی چند باری خوردی زمین و پاهات زخم شد
دیر وقت برگشتیم خونه برا فردا هم برنامه بیرون داشتیم اما همه دیر بیدارشدن وسایلهارو جمع کردیم و رغتیم بسمت فشم اما جای خوبی بنظر نرسید و دوباره برگشتیم به جنگل لویزان

جای باصفایی بود ساعت تقریبا 3 بعدازظهر شده بودیم که رسیدیم ناهار رو خوردیم
یه پارک بازی اونجا داشت که یه ساعتی اونجا مشغول بازی شدین منو تو فوتبال دستی بازی کردیم کلی اونجا رقصیدیم و خوش گذروندیم بعد شام هم برگشتیم خونه

جمعه ناهار خونه پسر عمه علی رضا بودیم و ساعت 10 شب بود که بطرف آمل حرکت کردیمساعت 2:30 بود که رسیدیم خونه
سفر خوبی بود و بهمون خوش گذشت
همیشه شاد باشی گلم



مسافرت به تهران
