افتادن اولين دندون
سلام عشقم.....11 اسفند 92 بود که دايى اکبر اينا واسه شام اومدن خونه اقاجون توهم کلى زندايى سارا رو اذيت کردى و باهاش بازى کردى و با کمک زندايى تکاليفتو انجام دادى و دوباره مشغول بازى شدى تا اينکه زندايى متوجه شل بودن يکى از دندونات شد و بمن گفت انگار يکى از دندونات داره ميوفته منم گفتم نه مگه ميشه؟ اخه الان خيلى زوده! ايليا فقط 6 سالشه!!!!!!!! اون شب گذشت توهم صبح رفتى مهدو برگشتى خونه تکاليفتم انجام دادى و خوابيدى منو زندايى رفتيم بازار کمى خريد کنيم عصرى وقتى برگشتم ديدم يکى از دندوناى خوشملت افتاده عزيز دلم يکى از دندوناى پايينت انقد شل شده بود که تو خودت تونستى درش بيارى خيلى قيافت بانمک شده بود منم هى اذيتت ميکردم و ميگفتم ايليا بى دندون افتاد تو قندون تو هم عصبانى ميشدى قربون اون دندوناى ريزو خوشملت بشم من نفس مامان ايشالا جاش يه دندون خوشمل ديگه در بياد ............اينم بگم انقدر پسر خوبى شدى که هرشب دندوناى کوچولوتو مسواک ميزنى و بعد ميخوابى عزيز دلم.................. الهى مامان فداى اون صورت ماهت بشه ........ الهى قربون اون دندوناى ريزت بشم که قراره يکى يکى بيفته............اخه بچه ها از سن 7 سالگى دندوناى شيريشون ميوفته و جاش دندوناى اصلى در مياد عزيز دلم که دندوناى توهم از الان شروع به ريختن کرده خوشگل مامان.....


افتادن اولين دندون 
