مهمونی
یه شب افطاری رفته بودیم خونه دایی جون اصغر کلی با اجی فاطمه بازی کردی وقتی شما 2تا به هم میرسین تا میتونین با هم بازی میکنین وقتی هم خسته میشین شروع میکنید به دعوا کردن با اینکه تو سرو کله هم میزنین ولی طاقت دوری همو ندارین دوسدارین همیشه با هم باشین اخر مهمونیا هم همیشه با گریه ازهم جدا میشین.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی 
