ایلیا جونمایلیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

ایلیا جون هدیه آسمونی

رفتن ایلیا جون به دریا

1392/5/19 14:53
نویسنده : مامان لیلا
159 بازدید
اشتراک گذاری

روز بعد پارک قرار شد بریم دریا

روز 2شنبه 27خردادبود که همه حاضر شدیم ساعت 5بود که راهی دریا شدیم تو تازه از خواب بیدار

شده بودی و یه کم بیحوصله بودی اما تا رسیدیم لب دریا سر ذوق اومدی و با عجله به سمت الاچیق

دویدی تا لباساتو در بیاری و بپری تو اب منم چون خیلی میترسیدم باهات اومدم لب اب دستتو

گرفتم تو دستم ... تو هم نشستی تو اب خیلی ذوق میکردی وقتی موج های بزرگ میومد و پرتت

میکرد تو اب کاملا خیس شده بودی از سرما دندونات میخوردن به هم داشتی میلرزیدی هرچی

بهت میگفتم سردته بریم لباس بپوشم برات زیر بار نمیرفتی همینطور نشسته بودی تو اب و

منتظر موج دریا بودی منم دیدم داره بهت خوش میگذره دلم نیومد چیزی بهت بگم کلی صدف

جمع کردی واسه خودت بعد از شدت سرما خودت پیشنهاد دادی لباساتو بپوشم انقد بغلت کردم تا یه کم

گرم شدی یه کم تو الاچیق نشستیم مشغول خوردن خوراکی شدیم تا ساعت 9ونیم کنار ساحل بودیم

خیلی خوش گذشته بود مخصوصا به تو عزیزم  به خونه برگشتی از خستگی حتی شام هم

نخوردی عشقم فقط قبول کردی بیای دوش بگیری چون تمام تنت پراز ماسه شده بود بعد با خیال

راحت خوابیدی...

متاسفانه بخاطر سردبودن اب دریا یه کوچولو سرما خوردی منم دارم سعی میکنم با دادن

دارو حالتو بهتر کنم...

نفس مامان امیدوارم بهت خوش گذشته باشه...

الهی هرچی زودتر حال گل پسرم خوب بشه...

الههههههههههههههههی.........

بووووووووووووووووووووس.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نازی
19 مهر 92 16:05
به به چه عکسایی


مرسی نازی جونم بازم بیا پیشم